محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
534
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
خلق اصفهان كمال سرگردانى و پريشانى كشيدند و مدتى از آن مقدمه گذشت و هنوز به حالت سابق باز نيامدهاند . شعر [ 292 ] بلى سايهء حق بود پادشاه * كه خلق اندر آن سايه گيرد پناه از آن خلق در سايهء شه رود * كه بدرا ازو دست كوته بود رعيتگر از شاه خشنود نيست * در آن پادشاهيش بهبود نيست وگر شه بود از رعيت رضا * حمايت كند خلق را از بلا وجود شه از بهر امن و امان * ضرورى بود در تمام جهان نباشد بعالم اگر پادشاه * سراسر شود كار عالم تباه جهان يك نفس خالى از شه مباد * به تخصيص شاه عدالت نهاد عدالت نهادى كه اكنون شهست * بدورانش ، دست ستم كوتهست ندانم بجز شاه گيتى پناه * شه معدلت پيشه عباس شاه زمين مسند كامرانيش باد * چو دور فلك زندگانيش باد ذكر توجه رايات اشراق به صوب دار الملك عراق و بيان بعضى از وقايع كه سانح شد حسب الحكم شهريار آفاق در منتصف شهر محرم الحرام سنهء اثنى و الف كه موكب ظفر قران از يساق لرستان معاودت فرمود ، روزى چند به مقتضاى طالع ارجمند و فيروزى بخت سعادتمند ، در دار السلطنهء قزوين به بسط بساط انبساط و طرح بناى عشرت و نشاط پرداخت و از صحبت نوش لبان سيم عذار و سرو قامتان گلرخسار ، كلفت آن سفر مقرون به خطر از خاطر بيضا اثر زايل ساخت و ايام خير انجام ماه صفر را در غايت خوشى و فراغت بسر برده هواى سير دار السلطنهء اصفهان از ضمير مهر تصوير صاحب تاج و سرير سر بر زد و حسب الحكم همايون ، پيشخانهء موكب سعادت مقرون را